منا اختیاری


تولیدکننده

بازه‌ی قیمت (تومان)

از

تا

مرتب‌سازی
تعداد تصاویر
تراویس
  • 325,000 تومان
  • با تخفیف: 325,000 تومان
هوای او
  • 66,000 تومان
  • با تخفیف: 66,000 تومان
قسم به این زندگی
  • 41,000 تومان
  • با تخفیف: 41,000 تومان
جاذبه میان ما
  • 45,000 تومان
  • با تخفیف: 45,000 تومان

تراویس

  • 325,000 تومان

وقتی گذشته‌ی تاریک، راه آینده را سد می‌کند... آیا عشق می‌تواند نجات‌دهنده باشد؟ «تراویس هیل» همه‌چیز دارد: یک شغل مهم به‌عنوان رئیس‌پلیس شهر آرام و دوست‌داشتنی پلیون، در مِین، ظاهری جذاب که همه را شیفته می‌کند و خانواده‌ای که او را به‌خاطر اشتباهاتش بخشیده‌اند. شاید گذشته‌اش پر از خطا و پشیمانی باشد، اما آینده‌اش درخشان و بی‌حدومرز به نظر می‌رسد. تا اینکه مرد تازه‌واری به‌گونه‌ای دور از تصور، تمام معادلاتش را به‌هم می‌ریزد. همه‌چیز آنجایی پیچیده می‌شود که تراویس با خواهر این غریبه مواجه می‌شود، دختری با موهای فر پریشانی که گذشته‌ی پرآشوبی دارد و فقط تا آخر تابستان در شهر است. «هیون تورس» همه‌چیزش را از دست داده و برای فرار از گذشته‌ای که جز درد چیزی برایش نداشته، با برادرش سوار ماشین شده و به قلب جاده زده است. حالا که در آخرین توقف‌شان، در باشگاه تنیس و گلف یک شهر زیبای ساحلی مشغول به کار شده‌اند، امیدوار است تابستان بی‌دردسری را پشت سر بگذارند. در این میان اگر بتواند توجه گیج بیوکنن، جذاب‌ترین پسر مجرد شهر را هم به خود جلب کند که چه بهتر. او که ماندنی نیست، اشکالش کجاست؟ اما وقتی با رئیس‌پلیس محلی روبه‌رو می‌شود می‌فهمد که نباید دلش را به بی‌حادثه گذشتن این سه ماه خوش می‌کرد، با‌این‌حال دوستی غیرمنتظره‌ای بین او و تراویس شکل می‌گیرد و با هم متحد می‌شوند. هیون کمک می‌کند تراویس برادرش را گوش‌مالی دهد و تراویس کمک می‌کند هیون توجه گیج را جلب کند. موقعیت به همین سادگی است، چون هیون مصمم است خود را به پلیون گره نزند و تراویس قسم خورده دیگر هرگز انتخاب دوم کسی نباشد. سادگی هرگز نمی‌توانست تا این حد پیچده باشد. میا شریدن نویسنده‌ی پرفروش نیویورک‌تایمز، یواس‌ای تودی و وال استریت ژورنال است. شور و اشتیاق او درهم‌تنیدن داستان‌های عاشقانه درباره‌ی آدم‌هایی است که مقدر شده باهم باشند. عمده‌ی شهرت او به خاطر سری کتاب‌های «نشان عشق» است که شامل عناوینی چون «لیو»، «کیلند»، «یافتن بهشت» و «صدای آرچر» می‌شود. منا اختیاری متولد 1366 تهران. تحصیل‌کرده‌ی زبان انگلیسی. از او تاکنون ترجمه‌ی رمان‌های عاشقانه‌ی «صدای آرچر»، «جاذبه‌ی میان ما»، «هوای او» و «قسم به این زندگی» در نشر آموت منتشر شده است.

هوای او

  • 66,000 تومان

درباره «تریستن کول» به من هشدار داده بودند. مردم می‌گفتند: ازش فاصله بگیر... اون بی‌رحمه... سرده... داغونه. ساده است که مردی را از روی گذشته‌اش قضاوت کنی. که به تریستن نگاه کنی و یک هیولا ببینی. اما من نمی‌توانستم این کار را انجام بدهم. من مجبور بودم ویرانه‌ای را که درون او می‌زیست، بپذیرم؛ چون آن ویرانه در من هم بود. هر دوی ما تهی بودیم. هر دو به دنبال چیز دیگری بودیم، چیزی بیشتر. هر دو می‌خواستیم تکه‌های شکسته‌ دیروزمان را بند بزنیم. بعد از آن، شاید می‌توانستیم به یاد بیاوریم که چگونه نفس بکشیم.

قسم به این زندگی

  • 41,000 تومان

وقتی اولین رمان نویسنده‌ی مرموز «جی کالبی»، با فروش خیره‌کننده‌اش تبدیل به رخداد ادبی سال می‌شود، امیلین با بی‌رغبتی آن را می‌خواند. او به‌عنوان مدرس مدعو نویسندگی در دانشگاه UC که با ناکامی‌های شغلی و رابطه‌ی طولانی و پرفراز و نشیبش درگیر است، علاقه‌ای به تحسین موفقیت نویسنده‌ای جوان و با استعداد ندارد. بااین‌حال، امیلین از همان صفحه‌ی اول مدهوش داستان امرسون و جکسون می‌شود، دو دوست دوران کودکی که عاشق هم می‌شوند و رویای زندگی بهتری دور از آن جاده‌ی طولانی خاکی را که در تمام روستای فقیرشان پیچیده، در سر می‌بافند. دلیلش این است که این رمان بر اساس کودکی تلخ و تیره‌ی خود امیلین نوشته شده است، که یعنی «جی کالبی» باید «جیس» باشد: بهترین دوست دوران کودکی و اولین عشق امیلین که بیشتر از ده سال است او را ندیده. امیلین نه‌تنها اصلا از این موضوع که جیس رمان را از دید او روایت کرده، خوشحال نیست، بلکه از اینکه جیس گذشته‌ی دردناک او را انتخاب کرده و آخرش را آزادانه تغییر داده و پایانی دراماتیک خلق کرده، خیلی خشمگین است. تنها راهی که می‌تواند فکرش را آزاد کند این است که جی کالبی را پیدا کند و با او روبه‌رو شود. اما آیا امیلین آماده است حقیقت پشت رمان را بداند؟

جاذبه میان ما

  • 45,000 تومان

من و گراهام راسل برای هم ساخته نشده بودیم. من تابع احساساتم بودم، او بی‌روح بود. من رویا می‌بافتم و او در کابوس زندگی می‌کرد. من گریه می‌کردم و او اشکی برای ریختن نداشت. گاهی با وجود قلب یخ‌زده و روح گریزپایش، لحظاتی را با هم تقسیم می‌کردیم. چشم‌هایمان در هم قفل می‌شد و رازهای همدیگر را می‌دیدیم. لحظاتی که او ترس‌های مرا می‌چشید و من هوایش را نفس می‌کشیدم. لحظاتی که هر دو تصور می‌کردیم عشق ورزیدن به دیگری چطور می‌توانست باشد. همان لحظه‌ها ما را از زمین جدا کرد و به پرواز درآورد، اما وقتی ضربه واقعیت بر تن‌مان نشست، جاذبه ما را پایین کشید. گراهام راسل مردی نبود که بداند چطور عاشقی کند، من هم زنی نبودم که عاشقی کردن را بلد باشم. با این حال اگر این شانس را داشتم که یک‌بار دیگر سقوط کنم، تا ابد با او سقوط می‌کردم. حتی اگر تقدیرمان این بود که به زمین سخت کوبیده شویم.

صفحه‌ی 1