زیگموند هورویتس در اثر پژوهشی لیلیت حوای نخستین، ضمن بازخوانی اسطورۀ لیلیت و ردگیری آن در کتیبهها و متون کهن، به تحلیل روانشناختی این اسطوره پرداخته است.
لیلیت: حوای نخستین پژوهشی دربارۀ وجه تاریک زنانه است و کندوکاو در یک شخصیت اساطیری مطرود که رد او از جایی بهبعد گم شده و در هیچ متنی نامی از او به میان نیامده است. در این کتاب از تصویری نمادین و اساطیری از زن و زنانگی سخن رفته که مادرِ تصویر معروف و آشنای زن اغواگر و شیطانصفت و ترسناکیست که در ادبیات و سینما بسیار با جلوههای گوناگون آن مواجهیم و مطابق با آن از زن بهعنوان مایۀ شر یاد میشود. این تصویر، چنانکه در کتاب لیلیت: حوای نخستین میبینیم، به داستان الههای به نام لیلیت برمیگردد که بهروایت برخی متون کهن، پیش از حوا همسر آدم بوده اما از آدم سرپیچی و تمرد کرده است.
با خواندن لیلیت حوای نخستین درمییابیم که اسطورۀ زن اغواگر و مایۀ شر از کجا آمده و منشاء روانشناختی این اسطوره کجاست و چرا نام لیلیت بهتدریج از متون حذف شده است.