کتاب «زندگی من» را شاگال پس از آغاز جنگ جهانی اول در 1914 و در سالهای اقامت اجباریاش در مسکو و زادگاهش ویتبسک نوشته است. بنابراین مطالب آن به خاطرات دوران جوانی او محدود میشود. نکتهای که در این کتاب جلب توجه میکند طرز بیان او و به کارگیری عبارات و استعاراتی است که گویی از دل تابلوهای او بیرون آمدهاند: تشبیه دختران به گاوهای سرخ، پریدن توی جیبها و روی بینی کسی، پرواز سرش در اتاق، رنگهایی که مبدل به شراب میشوند و تابلوهایش از درون آن بیرون میجهند، مردم شهر که بر فراز زمین راه میروند و تصویرهایی از این دست. این نکته نیز نباید ناگفته بماند که در روایت شاگال، زمان یکدست نیست. او مدام از حال به گذشته میرود و از گذشته به حال بر میگردد. مترجم نیز برای رعایت سبک نویسنده خود را ناگزیر از پیروی از این شیوۀ گفتار، دید و تغییری در زمان افعال نداد.