محمد رحمانیان


تولیدکننده

بازه‌ی قیمت (تومان)

از

تا

مرتب‌سازی
تعداد تصاویر
دو نمایشنامه تجربی
  • همراه با تخفیف
  • 120,000 تومان
  • با تخفیف: 102,000 تومان
هامون بازها
  • همراه با تخفیف
  • 150,000 تومان
  • با تخفیف: 127,500 تومان
روزهای رادیو (نمایشنامه)
  • همراه با تخفیف
  • 180,000 تومان
  • با تخفیف: 153,000 تومان
مصاحبه (نمایش‌نامه)
  • همراه با تخفیف
  • 40,000 تومان
  • با تخفیف: 34,000 تومان
ترانه‌های قدیمی (نمایش‌نامه)
  • 40,000 تومان
  • با تخفیف: 40,000 تومان
شهادت‌خوانی قدم‌شاد مطرب در طهران (نمایش‌نامه)
  • همراه با تخفیف
خروس و اتاق گریم (نمایش‌نامه)
  • همراه با تخفیف
  • 50,000 تومان
  • با تخفیف: 42,500 تومان

دو نمایشنامه تجربی

  • 120,000 تومان

(نمایشنامه فارسی،قرن 14)

هامون بازها

  • 150,000 تومان

(نمایشنامه فارسی،قرن 14)

روزهای رادیو (نمایشنامه)

  • 180,000 تومان

(نمایشنامه فارسی،قرن 14)

مصاحبه (نمایش‌نامه)

  • 40,000 تومان

صدا: چی گفتی؟ نعیم: گفتم... صدا: چی؟ چی گفتی؟ بگو نعیم... چی گفتی؟ چی؟ نعیم: دوستت دارم! [می‌گرید.] صدا: بعدش چی شد؟ نعیم: بعدش آسمون چرخ زد و آبیش تموم شد... نیگا کردم، دیدم مونیک، فقط دامنش نیست که قرمزه... همه تنش قرمزه، همه لباساش... صدا: چرا اونو کشتی؟ نعیم: واسه این‌که نمی‌تونست بپره... بالشم بستم، ولی دیگه خوب نشد. صدا: اون تو رو دوست داشت نعیم... مونیک دوستت داشت، اینو می‌فهمی؟ نعیم: آدمی که همه جوکای دنیا رو بلد باشه، دیگه از هیچ‌چی خنده‌ش نمی‌گیره! صدا: اگه اون دوباره زنده بشه و برگرده پیشت... حاضری باهاش زندگی کنی؟ نعیم: [از جیبش کاغذی بیرون می‌آورد، تصویر نقاشی‌شده دختری‌ست] شبا می‌چسبونمش بالای سرم... به جمیله نگینا! صدا: نه نعیم. قول می‌دم که نگم. نعیم: می‌دونین مردن یعنی چی؟ صدا: تو می‌دونی؟ نعیم: یعنی آدم از دلش خون بیاد، بره پیش خدا... آدمی که رفت پیش خدا دیگه نمی‌تونه برگرده. صدا: نعیم... چیزی نمی‌خوای؟ نعیم: چرا، یه تیغ صورت‌تراشی. صدا: تیغ؟ نعیم: واسه سبیلام... دیگه لازمش ندارم. صدا: باشه، برات می‌آرم. نعیم: یه چیز دیگه! صدا: بگو... گوش می‌دم. نعیم: قول می‌دین؟ صدا: بله. نعیم: من گربه بابافونتن رو نکشتم.

ترانه‌های قدیمی (نمایش‌نامه)

  • 40,000 تومان

نمایی از برج میلاد. 2 مرد وارد می‌شوند. علی آقا روی ویلچر نشسته، پتوی سربازی روی پاهایش انداخته و کلاه بر سر دارد. کمانچه مرد دوم، مسیب، را در آغوش گرفته و با گردنی افراشته به روبرو می‌نگرد. مرد دوم، مسیب، نابیناست و راه را از طریق راهنمایی‌های علی آقا پیدا می‌کند... پشت سرشان، نمایی از برج میلاد.

شهادت‌خوانی قدم‌شاد مطرب در طهران (نمایش‌نامه)

  • 40,000 تومان

مه‌لقا: تو بنگر بر من محزون، که گشته گردنم پرخون ز زنجیر جفا بر دست و گردن زیوری دارم قدم‌شاد: مرا باشد پدر زنده:‌ ببین فر و شکوه او به رویی کرسی زرین، یل نام‌آوری دارم. مه‌لقا: تو را باشد پدر زنده، ولی من بی‌پدر باشم، (در خود می‌شکند، می‌گرید، آوای محزون شیپور) بابا ما نخواستیم، نخواستیم وکلاتو! تو سفت بچسب کلاتو! وقتی قراره هر دختر ده ساله‌ای ششدر بشه و در به در برای یه کاسه سیرابی، دیگه چه فرقی می‌کنه شرط مشروعه با شرع مشروعه؟

خروس و اتاق گریم (نمایش‌نامه)

  • 50,000 تومان

در تاریکی، ترکیبی از صداهای مختلف: صدای یک موسیقی افغانی، صدای تغییر موج رادیو، صدای گوینده‌ی خبر که از اظهارات کوفی عنان در مورد توافقات نیروهای درگیر افغانستان می‌گوید، صدای تغییر موج، پارازیت، گزارشی از ماه رمضان در کابل، صدای قرآن، صدای رادیو شریعت، پارازیت، شرح جلوگیری طالبان از کمک به مردم هزاره‌جات و پنجشیر، صدای موسیقی پشتون، پیام تسلیت استاد خلیلی به جنرال دوستم، صدای پارازیت... و سرانجام، یک موسیقی غمگین افغانی که آوازی آن را همراهی می کند. نور که می‌آید، ماه‌جان را می‌بینم که میخ و کفش پاشنه بلندی- جای چکش- در دست دارد، قفسچه‌ی خروس را تعمیر می‌کند و همراه با آن، آخرین بیت‌های آوازی را که پخش می‌شد، زمزمه می‌کند. پس از چند لحظه، کاکانقشبند با کوله‌ی وسایلش وارد می‌شود، شاد و سرحال.

صفحه‌ی 1