


شبهای روشن (داستانی عاشقانه از خاطرات 1 خیالباف)
درباره این مورد
راوی این داستان عاشقانه «خیالباف» است: کسی که به گفتۀ خودش بنده و بردۀ خیال است و بدون خیال هیچ است. در کنج خیال خود زندگی میکند و با زندگی واقعی که همچون گردبادی در پیرامونش همهچیز و همهکس را در هم میپیچد بیگانه است. او که الهۀ خیال افسونش کرده زندگی واقعی در نظرش بس تنبلانه و ملالآور و بیرمق مینماید. پیوسته تار خیال میتند و نقش خیال میزند و در پروازهای بوالهوسانه و بازیگوشانۀ خود همهکس و همهچیز را همچون مگسهایی که در تار عنکبوت اسیر شده باشند در پردۀ نگارین خیال میتند و به کنج عزلت خود میبرد. خیالباف در پرسهزدنهای شبانهاش طی اتفاقی غیرمنتظره عاشق دخترکی به نام ناستنکا میشود. ناستنکای سادهدل و دلشکسته، خود دل در گرو دیگری دارد و انتظار معشوق را میکشد. حالا خیالباف چه باید بکند؟ آیا باید بکوشد تا طعم وصال را در عالم واقعیت بچشد یا باید ناستنکا را در پردۀ نگارین خیال بتند و به کنج خلوت خود ببرد؟
%14- 219,300 تومان
قیمت پیشین: 255,000 تومانتعداد:







