


خواستگاری در دهکده (نمایشنامه)
درباره این مورد
ی: بله، برعکسش بود. مادرم همیشه از تنهایی شکایت میکرد و پدرم همیشه بهش میگفت بیشتر ورزش کنه. وقتی سر این موضوع دعوا نمیکردن، سر من دعوا میکردن. میدونین، اونا آرزوهای بزرگی واسه من داشتن. مادرم میخواست که من توی یه خونه بزرگ خدمتکار بشم. پدرمم میخواست یه اپراتور بشم. اون میگفت هیچ آیندهای برای خونههای بزرگ نیست، ولی برای تلفن هست.
الف: و خودتون چطور؟ هیچ آرزویی واسه خودتون نداشتین؟
ی: اوه، من میخواستم یه شغل رمانتیک داشته باشم، مثه بندبازی توی سیرک.
%14- 64,500 تومان
قیمت پیشین: 75,000 تومانتعداد:

