


نگهبان درخت کافور
درباره این مورد
افسانهها همیشه تمام حقیقت را نمیگویند. گاهی فقط نقابی هستند برای پنهانکردن یک راز بزرگتر.
مردم محلی میگویند اگر در تاریکی شب کنار درخت کهنسال کافور دعا کنی، آرزویت برآورده میشود؛ اما کسانی که شبها پاورچینپاورچین به معبد میآیند، دنبال برآوردهشدن آرزو نیستند. آنها رازی دارند که هیچکس نباید بشنود.
ریتو نائویی، جوانی که همهچیزش را باخته و گوشهی بازداشتگاه افتاده، در اقدامی غیرمنتظره آزاد میشود؛ اما فقط به یک شرط عجیب: باید نگهبان شبانهی درخت کافور در معبدی دورافتاده شود. در ابتدا همهچیز عادی بهنظر میرسد، تا اینکه شب از نیمه میگذرد و سروکلهی آدمها پیدا میشود.
آنها تکتک پا بهدل تنهی توخالی و تاریک درخت میگذارند، در سکوت محض شمعی روشن میکنند و چیزی را در جان چوب کهنسال به امانت جا میگذارند، چیزی که با هیچ کلمهای نمیشود بهزبان آورد.
چه نیروی ناشناخته و عجیبی در ریشههای این درخت نفس میکشد؟ و چرا برای حفاظت از این راز سرپوشیده، بهسراغ پسری رفتهاند که خودش هم دلیلی برای ماندن در این دنیا نمیبیند؟
نگهبان درخت کافور، یکی از خواندنیترین و دلنشینترین رمانهای کیگو هیگاشینو است؛ روایتیست تاثیرگذار و امیدبخش دربارهی ارزش فرصتهای دوباره، بار پشیمانیها، و پیوندهای نامرئی میان آدمها که حتی زمان و فراموشی نیز حریفشان نمیشود.
%14- 838,500 تومان
قیمت پیشین: 975,000 تومانتعداد:








