


وقتی بیرون بودی (مشکلات روانی 1 خانواده شاد و مرفه)
درباره این مورد
در «وقتی بیرون بودی»، مگ کسینجر، از پشت میز روزنامهنگاریاش برمیخیزد، آینهای به دست میگیرد و با جسارتی کمنظیر، به درون خانه و خانوادۀ خود مینگرد؛ به کاشانهای که در حافظهاش بوی نان داغ و همزمان صدای شکستنهای پنهان، در هم ادغام است؛ در خانهای پرجمعیت که در پس لبخندها، نظم و مهمانیهای پابرجا، قانونی نانوشته بر همهچیزش سایه افکنده است: سکوت اختیار کن و دربارۀ مشکلات حرف نزن.
از متن کتاب: زبان خانوادگی ما پر از شوخیهای طعنهدار و جملات قصار بود؛ روشی برای پیشگیری از وحشتزدگی و حواسپرتیمان از حقیقتی که تا مغز استخوان از آن میهراسیدیم. ما از شوخی مثل یک چسب زخم و مرهم استفاده میکردیم تا ترس و خشم آلودهمان نکند. اما هر زخم و جراحتی برای التیام به هوای تازه و نور خورشید هم احتیاج دارد و ما هنوز آماده نبودیم که گروهی دور هم بنشینیم و بادقت به آنچه اتفاق افتاده بود، فکر کنیم. ما خیلی ساده فقط در حالوهوای بقا به سر میبردیم.
%14- 516,000 تومان
قیمت پیشین: 600,000 تومانتعداد:
