


قاشقهایمان را از فروشگاه وولورت خریدیم
| شناسه | 273461 |
| کد ميلهاي | 9786223130878 |
| گروه کالا | ادبیات اروپا |
| توليدکننده | بیدگل |
| نوع کالا | کتاب |
| انگليسي | Our spoons came from Woolworths |
| طول | 18 |
| پهنا | 11 |
| ارتفاع | 1.8 |
| وزن (گرم) | 157 |
| گروه سني | بزرگسال |
| نويسنده | باربارا کامینز |
| مترجم | نيما حسن ويجويه |
| زبان | فارسی |
| موضوع کتاب | 823/914 |
| نوبت چاپ | 1 |
| تعداد صفحات | 264 |
| قطع | پالتویی |
| نوع صحافي | شومیز |
| سال انتشار | 1402 |
درباره این مورد
به خودم گفتم: «دارم میمیرم و هر روز و هر لحظه پیش خدا خواهم بود.»
خدا را پیرمردی خرفت و عصبانی با موهای آشفته تصور میکردم که پتویی راه راه دور خودش پیچیده است. یادم میآمد انگار قبلا توی کتاب مقدس خواندهام که پاهایی از جنس برنز دارد. پیش خودم فکر میکردم بهشت جای راحتی نیست و از تختخواب، آتش، خورشید، کتاب و غذا خبری نیست؛ آنجا همهچیز در حال سکون است و برگ درختها با وزش باد تکان نمیخورد؛ موسی هم آنجاست و آن پاهای ترسناک برنزی. خطاب به خدا گفتم:
«لطفا من رو نبر به بهشت. بذار توی قبرم بمونم و آرامش داشته باشم.»
اما میدانستم همچو چیزی را قبول نمیکند. باید به خاطر همۀ گناهانی که مرتکب شده بودم مجازات میشدم، این بار گفتم: «خدایا لطفا بذار زنده بمونم و توی همین دنیا تاوان کارهام رو بدم. بعدش هم وارد بهشت نشم و همونجا توی قبرم آروم بخوابم.»
%15- 335,750 تومان
قیمت پیشین: 395,000 تومانتعداد:
