


بهترین داستانهای جهان 2 (قرنهای نوزدهم و بیستم) دوران طلایی بخش اول
درباره این مورد
زن تنومد بود و کیف بزرگی داشت که تنها چیزی که تویش پیدا نمیشد میخ و چکش بود. کیف تسمه درازی داشت که آن را اریب رو شانهاش انداخته بود. ساعت هفت شب بود، هوا تاریک بود. زن تکوتنها قدم میزد که پسر دواندوان خودش را به پشت سر او رساند و سعی کرد کیف را بقاپد...
(از متن کتاب)
145,000 تومان























