


امیلی و مداد جادویی
درباره این مورد
«نترس، من مداد هستم که باهات حرف میزنم. من جادوییام.» دختر کوچولو وقتی مطمئن شد کسی نگاهش نمیکند، یواشکی دستش را برد توی جیبش، مداد را از جیبش بیرون آورد و با بدگمانی به آن نگاه کرد: یک مداد قرمز بود و سرش یک پاک کن داشت.
هیچ چیز خارقالعادهای ندید، حتی نوکش هم شکسته بود. با این حال یک چیز واضح بود: مداد حرف میزد!
نقاشیهایی که مداد جادویی میکشد خیلی زود از دل کاغذ بیرون میآیند و واقعی میشوند. حالا امیلی که عاشق ببرها و قلعهها و داستانهای قرون وسطی و شوالیههاست با این مداد چه ماجراهایی خلق خواهند کرد.
16,000 تومان
