
قصههای گوگولی برای بچههای گوگولی 10
درباره این مورد
یک خرگوش بود، بادکنکی. روی زمین بند نمیشد، میرفت هوا. یک روز داشت میرفت که به دم هواپیما گیر کرد. هواپیما او را با خودش برد. خرگوش بادکنکی داد زد: «ولم کن! من را کجا میبری؟»
هواپیما از توی آینه خرگوش را دید. گفت: «ای داد و بیداد! آنجا چه کار می کنی؟ یکهو نیفتی!»
%14- 258,000 تومان
قیمت پیشین: 300,000 تومانتعداد:



























