
خون دیگران
درباره این مورد
در را که باز کرد نگاههای آنها متوجه او شد.
پرسید: «چکار داری؟»
لوران کنار آتش روی صندلی نشسته بود و پاهایش از دو طرف آویزان بود.
«باید بدانم که بالاخره تصمیم گرفتی فردا صبح این کار را بکنیم یا نه؟»
فردا. اطرافش را برانداز کرد. اتاق بوی آب صابون و سوپ کلم میداد...
%14- 473,000 تومان
قیمت پیشین: 550,000 تومانتعداد:





