
نامهربان من کو
| شناسه | 107151 |
| کد ميلهاي | 9786007507506 |
| شابک يا کد | 107151 |
| گروه کالا | ادبیات فارسی |
| توليدکننده | برکه خورشید |
| نوع کالا | کتاب |
| طول | 21.4 |
| پهنا | 13.8 |
| ارتفاع | 3.3 |
| وزن (گرم) | 764 |
| نويسنده | بهارلویی |
| زبان | فارسی |
| موضوع کتاب | 3/62فا8 |
| نوبت چاپ | 8 |
| تعداد صفحات | 832 |
| قطع | رقعی |
| نوع صحافي | شومیز |
| سال انتشار | 1400 |
درباره این مورد
تخته درست در چند قدمی میزی بود که او رویش نشسته بود. گچ را برداشتم و طوری که او هم از آن فاصله بتواند بخواند نوشتم " گویند دل به آن بت نامهربان نده/ دل آن زمان ربود که نامهربان نبود" نامهربان نبود، مطمئنم! هر چند که بخواهد نقش نامهربانها را بازی کند، نمیتواند من را گول بزند! از لحظهای که آمده بختالنصر شده و نشسته مقابلم و پا روی پا انداخته! نمیخواهد اعتراف کند، اما نگرانم است! نگران سلامتیام! نگران این بیست و چهار ساعت، وگرنه چرا نمیرود؟! وقتی برگشتم و مقابلش نشستم، هنوز هم چشم به تخته داشت، بالاخره نگاه ظاهرا ساده و بیتفاوتش را از روی نوشته برداشت و داد به طرح روی کافی. ساده و با طمانینه توضیح دادم:
- شبدر چهاربرگ به اعتقاد بعضیها مثل سکه شانسه و خوششانسی میآره!
450,000 تومان
