همه گربههای من (همراه با 2 مقاله تحلیلی از بکا راثفلد و لوسی شولز)
معرفی محصول:
گاهی، اگر هوا خوب بود، با ماشین به کرسکو میرفتم تا از گربهها مراقبت کنم. وقتی سوار ماشین میشدم، حواسم بود که زیاد تند رانندگی نکنم، چون اگر تصادف میکردم، چه بلایی سر گربهها میآمد؟
فقط از تراکتورها و کامیونها و ماشینهایی که با سرعت کم حرکت میکردند، سبقت میگرفتم، چون اگر حین سبقت تصادف میکردم، چه بلایی سر گربههایم میآمد؟ وقتی که یخبندان بود یا برف و باران میبارید، با اتوبوس به آنجا میرفتم، چون اینطوری مطمئن بودم که سالم به مقصد میرسم. حتی وقتی سوار اتوبوس میشدم و در ردیف جلو مینشستم ناگهان از خودم میپرسیدم اگر اتوبوس تصادف کند، چه میشود؟ کی به گربهها غذا میدهد؟ بعد صندلیام را تغییر میدادم و به ردیف وسط میرفتم و سعی میکردم نخوابم تا اگر اتفاقی افتاد بتوانم از مهلکه فرار کنم، چون اگر اتفاقی برای من میافتاد، کی به گربههایم شیر میداد؟
225,000 تومان
191,250 تومان