كنار پنجره ناهار مي‌خورم. كلاغ پر مي‌زند و مي‌آيد روي هره‌ي پنجره مي‌نشيند. هيچ‌وقت آن‌قدر نزديك نيامده بود. گوشت غذا را مي‌گذارم كنار پنجره. با پرش‌هاي كوچك نزديك‌تر مي‌شود. گوشت را برمي‌دارد و عقب‌ مي‌رود. با پايش گوشت را نگه مي‌دارد و به آن نوك مي‌زند. او گوشتش را مي‌خورد و من پلوي بدون گوشتم را. ميرزا آقا از توي حياط با تعجب نگاهم مي‌كند و مي‌گويد: «جل‌الخالق، دوستي آدم با كلاغ؟!...» كلاغ از صداي ميرزا آقا مي‌ترسد، گوشت را رها مي‌كند و مي‌پرد بالاي شاخه، بعد هم لب ديوار. سرش را كج مي‌كند، نگاهش غمگين است. نگاه تمام كلاغ‌ها غمگين است. انگار مي‌دانند دوستي‌ آدم با كلاغ نمي‌شود.
زبان فارسي
نويسنده مريم سميع‌زادگان
سال چاپ 1397
نوبت چاپ 4
نوبت ويرايش 1
تعداد صفحات 268
قطع رقعي
ابعاد 14.5 * 1.2 * 21
نوع جلد شوميز
وزن 308
شابك9786001822001

سبد خريد مشترياني كه اين كالا را خريده‌اند