تپه پوشيده از گياه و سرسبزي كه آنجا بود كاملا به رنگ مردمك سبز چشمان كودكي درآمده بود. مراتع و كشتزارهاي گندم «كوايوايي» زير نور خورشيد مي‌درخشيد. باد از سمت جنوب وزيدن آغاز كرده بود. آن دو بوته گل باد لرزاني كه در بهار ديده بودم، حالا ديگر تبديل به بوته‌هاي بزرگي شده بودند. حالا ديگر گل‌هايشان تغيير شكل داده و به صورت منگوله‌هاي نقره‌اي رنگ با قاصدك‌هاي پرزبلند درآمده بودند. برگ‌هاي به رنگ قلع درختان صنوبر در بيشه‌زار،‌ چرخ‌زنان در همه جا پراكنده مي‌شدند و علف‌هاي روييده در دامنه كوه همچون طلاي سبز رنگي مي‌درخشيدند. منگوله‌هاي پرزدار آن دو بوته گل باد لرزان،‌ آرام در باد تكان مي‌خوردند و هر لحظه ممكن بود از بوته جدا شوند و در هوا به پرواز درآيند.
زبان فارسي
نويسنده كن‌جي ميازاوا
مترجم آسيه صابرمقدم
نوبت چاپ 1
نوبت ويرايش 1
تعداد صفحات 176
قطع رقعي
ابعاد 14.4 * 0.9 * 21.3
وزن 208
شابك9789642072026