ناشر ثالث
وضعيت كالا

چراغ آفتاب از در سنگي (نامه‌هاي مهدي اخوان لنگرودي)

اوكلند پانزدهم فوريه 1991 مهدي بسيار بسيار عزيزم، بعضي وقت‌ها گرفتاري‌هاي زندگي آدم را ريشخند مي‌كند. براي يك ماه آمديم آمريكا، فكر كرده بوديم برگشتنا بياييم پيش شما و ده پانزده روزي يللي تللي بزنيم، كه ناگهان اين نخاع لعنتي هميشه مزاحم بي‌مزگيش چنان عود كرد كه گفتند فوري بايد عمل شود آن هم فقط و فقط در بيمارستان بوستون. سه ماهي معطل شديم تا عمل كردند. دكتر گفت سه چهار ماه ديگر برگرد ببينم اگر مهره‌ها جوش خورده باشد عمل مجددي بكنيم كه در واقع عمل اصلي است. اين عمل را هم پشت سر گذاشتيم و خواستيم برگرديم، كه وضع خاصي پيش آمد و صلاح در اين بود كه دست كم تا پيش از نوروز برنگرديم. ناچار براي اين‌كه علافي بيخود نكشيم دعوت دانشگاه بركلي را براي يك ترم تدريس زبان فارسي و شعر خودم پذيرفتم و با اين حساب ناگزير تا آخرهاي ماه مه ماندگار شده‌ايم در هر حال به اين بايد گفت ريشخند حوادث عوضي. قسمتي از نامه احمد شاملو به مهدي اخوان.
زبان فارسي
نويسنده مهدي اخوان لنگرودي
سال چاپ 1395
نوبت چاپ 1
نوبت ويرايش 1
تعداد صفحات 276
قطع رقعي
نوع جلد شوميز
وزن 339
شابك9786004050616