روزي كه «يك نفر مك يك نفر» تفنگ را روي سينه‌ام گذاشت و گفت مثل گربه بي‌چشم و رو هستم و مرا تهديد به مرگ كرد، همان روزي بود كه شيرفروش مرد. يكي از گروه‌هاي خلاف‌كار شهر به او شليك كرده بود و مرگش براي من مبهم نبود، البته براي بقيه مهم بود؛ همان‌هايي كه مرا مي‌شناختند، ولي قرار نبود با من حرف بزنند....
زبان فارسي
نويسنده آنا برنز
مترجم سونيا سينگ
نوبت چاپ 1
نوبت ويرايش 1
تعداد صفحات 376
قطع رقعي
ابعاد 14.3 * 1.5 * 21.4
وزن 419
شابك9789644531330