ناشر جامي
وضعيت كالا
زوربا هر روز، بي‌آنكه چيزي بگويد، از صبح سفيده به كوه مي‌رفت. كار نصب سيم نقاله به پايان خود نزديك مي‌شد. تيرها را در جاي خود نصب كرده، سيم را كشيده و قرقره‌ها را بسته بودند. زوربا شب‌هنگام خسته و كوفته از كار برمي‌گشت، آتش روشن مي‌كرد، غذا مي‌پخت، و با هم شام مي‌خورديم. هر دو از بيدار كردن شياطين هولناك دروني خود چون عشق و مرگ و ترس، پرهيز مي‌كرديم. ديگر هيچ‌گاه نه از بيوه‌زن سخني به ميان مي‌آورديم، نه از بانو هورتانس و نه از خدا. هر دو از دور، و در سكوت، به دريا مي‌نگريستيم.
زبان فارسي
نويسنده نيكوس كازانتزاكيس
مترجم تيمور صفري
سال چاپ 1391
نوبت چاپ 3
تعداد صفحات 400
قطع رقعي
نوع جلد شوميز
وزن 425
شابك9789647468558

سبد خريد مشترياني كه اين كالا را خريده‌اند