آيا از اينكه همسايه‌تان زباله‌هايش را در جوي آب مي‌ريزد عصباني هستيد؟ آيا پيش آمده كه در اداره‌اي براي گرفتن يك امضا روزها و ساعت‌ها در آمد و شد باشيد؟ آيا احساس مي‌كنيد برخوردهاي رئيس‌تان با شما توهين‌آميز است؟ آيا با شنيدن حرف‌هاي سياست‌مداران دچار رعشه و ناسزاگويي مي‌شويد؟ اگر پاسخ‌تان به اين پرسش‌ها مثبت است، اين كتاب را بخريد. چرا كه شما با بي‌شعورها سر و كار داريد و اين كتاب خودآموز ارزش‌مندي است براي شناخت و درمان عارضه بي‌شعوري و نحوه رفتار با مبتلايان به اين بيماري. اما اگر پاسخ‌تان به پرسش‌هاي بالا منفي است، احتمالا خطر جدي‌تري شما را تهديد مي‌كند... حتما اين كتاب را بخريد.
زبان فارسي
نويسنده خاوير كرمنت
مترجم محمود فرجامي
سال چاپ 1393
نوبت چاپ 10
تعداد صفحات 232
قطع رقعي
ابعاد 14.3 * 20.9 * 1
نوع جلد شوميز
وزن 269
شابك9786007212066
, 11/02/1395 01:54 ب.ظ
از: saeed50002000@gmail.com
به نظر من اين كتاب گوياي تربيت نادرست والدين در كودكي است . زماني كه اين كتاب رو خوندم احساس كردم كه اكثر آدما دچار چنين بيماري هستند
این بررسی مفید بود؟ 4 2
, 08/11/1396 07:40 ب.ظ
از: مژده
وقتی شروع کردم به خواندن کتاب یکم بهم برمی خورد که خیلی راحت و صریح داره صفت بی شعوری به آدمها اطلاق می کنه، حتی چون برخی از رفتارهای من هم در این دامنه بود و ایشون خیلی رک همچین صفتی را بهمون نسبت میداد لجم در می اومد. با خودم گفتم کتاب رو می خونم و در نهایت کتاب رو نقد می کنم و نکاتی پیدا می کنم که این نویسنده اغراق کرده، اما انصافا هرچی پیش تر رفتم بیشتر متوجه مطالب ناب کتاب شدم. در واقع یک اکتشاف درونی بی نهایت جالب هست و در نهایت کمک می کنه که سطح رفتاری و شخصیتی ات ارتقا پیدا کنه. من واقعا توصیه می کنم کتاب رو بخونید اگر خودتون رو دوست دارید و حتی کادوی بی نظیری هست یرای کسانی که با شعور بودنشون برامون مهمه.
این بررسی مفید بود؟ 1 0
, 19/12/1396 11:17 ب.ظ
از: جعفر
کتاب بیشعوری تنها یک معیار به دست می دهد: انسان ها دو دسته اند، یا به بیشعوری خود معترفند یا این که بی شعوری خود را انکار می کنند. در حالت اول خودشان میدانند بیشعورند و در حالت دوم نمیدانند بیشعورند. در هر دو حالت همه انسان ها، به جز نویسنده یا شخصی که در حال بررسی است، “بیشعور” هستند. خود نویسنده ارجح ترین شخص برای بررسی بیشعوری است، زیرا خودش زمانی بیشعور بوده و اکنون درمان شده است و بنابراین حق دارد اتهام بیشعوری را به همگان وارد کند و صد البته نتیجه بگیرد که همه انسان های روی زمین بیشعورند، احتمالا غیر از خود ایشان.
این بررسی مفید بود؟ 0 0
, 19/12/1396 11:46 ب.ظ
از: جعفر
این کتاب درباره بیشعوری در دوره معاصر است. و تاثیر عمیقی که بیشعورها با نفوذ در اجتماع، سیاست، علوم، تجارت، دین و امثال اینها در دنیای معاصر می گذارند. به نظر نویسنده، بیشعورها احمق نیستند، اتفاقا بیشتر آنها نابغه اند؛ اما نابغه هایی خودخواه؛ مردم آزار، با اعتماد به نفس بالا و البته وقیح که نتیجه تیزبازی هایشان در نهایت به ضرر خودشان و اطرافیانشان می شود.
نویسنده با شوخ طبعی و یک عالمه ماجراهای ساختگی (اما در واقع بسیار شبیه به اتفاقاتی که هر روز دور و بر ما می افتد) نظریه من درآوردی خودش را مطرح می کند: بیشعوری یک بیماری مسری است و دارد دنیا را تهدید می کند! باید کاری کرد و الا بیشعورها دنیا را نابود می کنند. با مطالعه این کتاب لحظات و ساعات خوشی را برای خودتان به ارمغان می آورید.
این بررسی مفید بود؟ 0 0
, 20/12/1396 12:02 ق.ظ
از: جعفر
معرفی و نقد و بررسی کتاب بی شعوری - دکتر خاویر کرمنت:
این کتاب از داستان زندگی نویسنده اش دکتر خاویر کرمنت شروع می شود. دکتر خاویر کرمنت یک پزشک است که در رشته مقعدشناسی (proctology) تخصص دارد. به گفته خودش در سن چهل سالگی؛ زمانی که با پسر و دختر و همسرش مشکل پیدا می کند متوجه می شود که یک بی شعور است!!! و وقتی که زندگیش با مشکل مواجه می شود به نزد دوستش که روان پزشک هم هست می رود دوستش به او می گوید تو بی شعوری و بی شعوری یک بیماری نیست بلکه یک خصیصه شخصیتی است. ولی دکتر خاویر کرمنت این را قبول نمی کند و در جستجوی درمان خودش بر میاد. کتاب را فصل به فصل اختصاص به معرفی و شرح افراد بی شعور داده است. فصل آخر اندکی درباره درمان این بیماری پرداخته است. که کافی و تخصصی نیست.
نقد این کتاب: اما از آن جایی که نقص علوم انسانی بر عکس (علوم ریاضی که همیشه دو دو تا چهار تا میشود)؛ این است که هر کسی حتی افراد بی سواد نیز می توانند از راه برسند و ایراد و اشکال وارد کنند. برای جلوگیری از این مشکل همه ی کسانی که در زمینه علوم انسانی مطالعه می کنند باید داری (( تفکر انتقادی )) باشند. دکتر مصطفی ملکیان می گوید: « اگر بخواهیم زیر آوار اطلاعات هر روزه دفن نشویم چاره‌ای جز این نیست که جنگل اندیشه‌ها را با تفکر انتقادی هرس کنیم.» تا بتوانند موضوعات مختلف را؛ اول تجزیه و تحلیل کنند سپس قبول کنند. انتقادات بسیاری به این کتاب وارد است. بزرگترین انتقاد این است که نویسنده کتاب اصرار دارد به مخاطب خودش القاء کند که تو هم بی شعور هستی یا شاید تو هم بی شعور باشی!!! (( ما دوست داریم فکر کنیم اکثر مردم طبیعی و با شعور هستند البته تجربه واقعی نشان می دهد که اکثر مردم بی شعور هستند... - برگ: 78 ))
در واقع خوانندگان این کتاب نباید این کتاب را جدی بگیرند چون اولاً این کتاب بیشتر به یک شوخی می ماند تا یک کتاب روان درمانگر. دوماً چنین بیماری (بی شعوری) تا بحال در هیچ مرجعی از منابع تشخیصی و آماری اختلالات روانی نیامده است. و مهمتر از همه به گفته کارل راجرز روان درمانگر بدلیل دانش نسبی خودش؛ هیچ گاه نباید برچسب بزند و مصداق این جمله (کافر همه را به کیش خود پندارد) گردد. همچنین مشاور و روان درمانگر باید با ملاطفت و نرم خوئی با مراجع خود برخورد کند. به طور خلاصه این کتاب سرشار از 1 - برچسب زنی 2 - القاء بی شعوری به مخاطب 3 - دارای ؛ بار خشم آلود و نفرتی خاص در مطالب که در لفافه طنز پیچیده شده است. استفاده از کلمات رکیک مؤید این حرف است. کلاً این کتاب را جدی نگیرید چرا که خود نویسنده نیز این اعتقاد را دارد (( افراد و گروهای در معرض بی شعوری شدید قرار دارند - هر کسی که این کتاب را جدی بگیرد برگ .30 )). ولی بهرحال ارزش یکبار خواندن را دارد. پیروز باشید...
این بررسی مفید بود؟ 0 0
, 20/12/1396 12:14 ق.ظ
از: جعفر
بیشعورها برای خودشان قواعد نانوشته ای دارندکه برطبق آن رفتار می کنند. بعضی از از این قواعد از این قرارند:
1- تمام مشکلات را دیگران به وجود آورده اند.
2- اصلاً نیازی به ریشه یابی و حل مشکلات نیست. فقط یکی را پیدا کن که تقصیرها را گردنش بیندازی.
3- کم نیاور. تمام کاستی ها و خطاها را می توان در پشت نقابی از وقاحت و گستاخی پنهان کرد. هرچقدر که جرمت بزرگتر است باید پررویی ات هم بیشتر باشد.
4- تمام قوانین برای این بوجود آمده اند که نقض شوند. اما فقط توسط تو. اگر کس دیگری این کار را انجام داد دودمانش را بر باد بده.
5- اگر از قانونی خسته شدی،مطابق نیازت یکی دیگر بساز ، اما به محض آنکه به خواسته ات رسیدی آن را هم نقض کن.
6- هرگز در توانایی ات در بدست آوردن هر چیز کثیفی که ارادی کنی، شک نکن.
بیشعوری / دکتر خاویر کرمنت / محمود فرجامی
این بررسی مفید بود؟ 0 0
, 20/12/1396 12:23 ق.ظ
از: جعفر
قسمت هایی از کتاب بیشعوری:
« جنون جلسه ». دیوان‌سالاران همیشه در جلسه هستند. هر مساله‌ای که پیش بیاید، موضوع باید در کمیته‌های مربوطه مورد بررسی قرار گیرد، مشاوران آن را تحلیل کنند، کمیسیون‌ها درباره‌اش گزارش بدهند، در گروه‌های تجدید نظر رویش بحث شود و کمیته‌های اجرایی آن را تأیید کنند. با این روش، مسئولیت تصمیم‌گیری کاملاً محو می‌شود؛ هیچ‌کس مسئول و پاسخگوی عواقب نیست و در آینده یقه‌ی ‌کسی را نمی‌توان گرفت.
« کاغذبازی ». تمام مراحل اداری با دقت فراوان به‌گونه‌ای تنظیم شده‌اند که برای هر کاری به سه نسخه نیاز باشد. همین امر، باعث کاغذبازی برای هر کاری می‌شود حتی اگر آن کار نوشتن تقاضانامه و درخواست کاغذِ بیشتر برای کاغذبازی باشد. اگر زمانی در روند تأمین کاغذ اشکالی به‌ وجود بیاید دولت با خطر جدی مواجه خواهد شد. اتفاقی که باعث دق‌مرگ شدن بیشعورهای دیوان‌سالار و ذوق‌مرگ شدن ما خواهد شد.
« مقررات ». ‌سازمان های دولتی بدون مقررات سردرگم می‌شوند چرا که آنها هیچ‌کاری که واقعاً کار باشد انجام نمی‌دهند و بنابراین هویت‌شان فقط با مقررات تعریف می‌شود. افزون بر این، مقررات سازمان‌های دولتی را در مقابل مردم محافظت می‌کند، به این صورت که مانع از حق مسلم مالیات‌دهندگان برای پرسش درباره‌ی این واقعیت آشکار می‌شود که این سازمان‌ها و اداره‌ها چرا پول مردم را مصرف می‌کنند اما عملاً هیچ کار مفیدی برای آنها انجام نمی‌دهند؟ و آخر اینکه مقررات، قدرت کافی برای رؤسا و مدیران تأمین می کنند تا با زیردستانشان مستبدانه‌تر رفتار کنند.
این بررسی مفید بود؟ 0 0
, 25/12/1396 07:03 ب.ظ
از: جعفر
کتاب «بی‌شعوری» یک اثر اجتماعی خوب و مناسب است که در مقیاس جزئی برای مردم آمریکا و در مقیاس کلی، برای همه مردم جهان نوشته شده و مطالعه اش می‌تواند برای همه مردم کشورهای مختلف مفید باشد. چرا که به تعبیر نویسنده این اثر، بی‌شعوری به ملیت یا باورهای قومی، دینی و... ارتباطی ندارد بلکه یک بیماری است که می‌تواند واگیردار باشد و همه را مبتلا کند. توضیح این نکته هم ضروری است که کرمنت ابتدای کتاب اشاره می‌کند که منظورش از استفاده از لفظ «بی‌شعوری»، توهین یا ناسزاگویی نیست بلکه بی‌شعوری از نظر او یک بیماری است.
خاویر کرمنت یک پزشک بوده و به معاینه بیماران اشتغال داشته که از یک مقطع زمانی به بعد، نتوانسته نسبت به بی‌شعوری اطرافیانش بی‌تفاوت باشد. البته پس از این دریافت، ابتدا سعی در درمان بی‌شعوری خود کرده و موفق شده است. همان طور هم که خودش اذعان دارد، اگر پیش از درمان بی‌شعوری اش، این کتاب را می‌نوشته، احتمالا تبدیل به دفترچه خاطرات بی‌شعوری اش می‌شده است.
به تعبیر کرمنت که روانشناس نبوده اما به نوعی و با نوشتن این کتاب، به روان درمانی مردم رو آورده، مهم‌ترین مساله درباره بی‌شعورها، این است که بی‌شعوری شان را انکار می‌کنند و اولین قدم هم برای درمان شان، این است که به باور کنند بی‌شعور اند و به آن اعتراف کنند. در یکی از قسمت‌های کتاب که کرمنت از سیستم قضایی و جستجوی عدالت در آمریکا صحبت می‌کند، می‌خوانیم:
«در آمریکا هر بی‌شعوری می‌تواند از سر مردم آزاری دادخواستی علیه هر کسی که اراده کند به راه بیندازد و او را مجبور کند که برای دفاع از خودش مبلغ هنگفتی هزینه کند. سوءنیت و خیال بافی جای شواهد و مدارک محکمه پسند را گرفته و بنابراین دادگاه‌ها تبدیل به میدان بازی دلچسب بی‌شعورها شده است. سریع ترین راه برای شکست خوردن در مرافعه ای قضایی این است که آدم معتقد باشد سیستم قضایی بی‌طرف است. دومین راه گرفتن وکیل پاک و درستکار است. (البته اگر چنین چیزی وجود خارجی داشته باشد.) زیرا فقط بی‌شعورها از پس بی‌شعورهای دیگر بر می‌آیند و این مسئله ربط چندانی به عدالت ندارد.»
«بی‌شعوری» کتابی است که نویسنده اش از طنز در ساحت‌های مختلف بهره برده است؛ هم در محتوا و هم قالب اثر. در زمینه محتوا، زبان اثر طنز موقعیت و گاهی طنز سیاه است. اما در قالب و فرم، کرمنت کتابش را طوری طراحی کرده که به کتاب‌های موفقیت و آن تیپ کتاب‌های روانشناسی که خیلی عامیانه هستند، تنه می‌زند. او حتی با تعویض نام، با یکی از کتاب‌های موفقیت دونالد ترامپ شوخی کرده و او را هم به عنوان یکی از بی‌شعورهای جهان معرفی می‌کند.
نویسنده در این کتاب، با واقعیات ملموس زندگی سر و کار داشته و توصیف‌هایش واقع گرایانه و شفاف هستند. کرمنت در این زمینه به قدری خوب کار کرده که مترجم کتاب نیز به وجد آمده و در پاورقی‌هایش با بهره برداری از طنز، با نویسنده همراهی می‌کند. فرجامی‌همان طور که در مقدمه اش بر کتاب، اشاره کرده، زحمت زیادی برای ترجمه برخی عبارات _ گاهی تا چند ماه برای پیدا کردن واژه معادل _ کشیده است.
کرمنت در بخشی از کتاب که مربوط به دسته بندی انسان‌های بی‌شعور است، درباره «بی‌شعورهای آب زیرکاه» می‌نویسد: «بی‌شعور آب زیرکاه ترش رو خیلی شبیه آن قبیل گربه‌های خانگی است که تا وقتی در دامن آدمند خیلی دوستانه و ملوس فقط خُر و خُر می‌کنند، اما تا پایشان به حیاط خلوت می‌رسد به درندگان خون خوار تبدیل می‌شوند و از بابت این خصوصیات دوگانه، شگفت آورند. این بی‌شعورها به هر کسی که شادتر، موفق تر و با استعدادتر از خودشان باشد، حسادت می‌ورزند. در نتیجه در پس ظاهر ملایمشان مثل دیگی در حال جوشیدنند و از هیچ نوع نفاق و اختلاف افکنی ای رویگردان نیستند. در ظاهر همیشه به دنبال اتحاد فامیلی و دور هم جمع شدن خانواده اند، اما در واقع به طرز هوشمند و ماهرانه ای از همین فعالیت‌هایشان چنان در جهت سم پاشی و مسموم کردن فضای خانواده استفاده می‌کنند که برادر علیه خواهر، پدر علیه فرزند و عمو علیه برادرزاده موضع بگیرد و همه با هم دشمنی بورزند.»
کتاب «بی‌شعوری» ۵ بخش اصلی دارد که به ترتیب عبارتند از: «چه کسی بی‌شعور است و چرا یک نفر باید بخواهد بی‌شعور باشد؟»، «انواع بی‌شعورها»، «وقتی جامعه بی‌شعور می‌شود»، «زندگی با بی‌شعورها» و «راه نجات».
این کتاب متن خوبی دارد و از نظر اخلاقی می‌تواند نسخه بسیار خوبی برای مردم ایران هم باشد. چراکه بسیاری از عواملی که خاویر کرمنت به نام نشانه‌های بی‌شعوری می‌شناسد، رذیلت‌های اخلاقی مردم هستند. بنابراین مطالعه این کتاب، آینه بزرگی مقابل مردم جامعه گرفته و باعث می‌شود خود را با تصویری شفاف و بی‌خدشه ببینند.
یکی دیگر از فرازهای جالب این کتاب که مربوط به سیاستمداران و به ویژه سیاستمداران آمریکایی است، به این ترتیب است: «در دهه ۱۹۵۰، شنیدن حرف‌های مک کارتی، بی‌شعوری را در امریکا واگیردار کرد. در دهه ۱۹۶۰ با جنبش‌های اعتراض آمیز دانشجویان بسیاری دیگر آلوده شدند. در دهه ۱۹۷۰ جامعه به طور عمومی‌از مرضی که بعدا جیمی‌کارتر آن را «کسالت روانی» نامید رنج می‌برد. اما از آنجایی که هیچ کس دوست ندارد به بی‌شعوری اش اشاره شود کارتر کله پا شد و به خاک سیاه نشست. دهه ۱۹۸۰ دهه صدور عدالت به عنف بود که سیاستمداران، لابیست‌ها و بی‌شعورهای دیگری از این دست آن را دستاویزی برای تهاجمات خود کردند. چشم انداز آینده هم واضح است: بی‌شعورهای بیشتر، تهاجم‌های بیشتر.»
داشتن لحن طنز برای این کتاب امتیاز خوبی است که باعث می‌شود مخاطب عام تا انتها آن را مطالعه کند. مخاطب خاص هم با توجه به اهمیت موضوع برایش، مطالعه کتاب را جدی گرفته و آن را تا انتها پی می‌گیرد.
«بی‌شعوری» از جمله کتاب‌هایی است که می‌توان آن را به افراد غیرکتابخوان هدیه کرد و امیدوار بود این سنت به عنوان یکی از فعالیت‌های فرهنگساز در جامعه توسط دیگران ادامه پیدا کند.
این بررسی مفید بود؟ 0 0

كالاهاي مشابه

سبد خريد مشترياني كه اين كالا را خريده‌اند