قبل از شروع كارگاه با حالت گله و شكايت گفت:«واقعا نمي‌دانم بايد چه كار كنم، دارم ديوانه مي‌شوم، تمام ديروز را خوابيدم. با موبايل لااقل سرگرم بودم...» خيلي خوشحال شدم و آزادي‌اش را به او تبريك گفتم. قدري نگران و سردرگم بودم. از او خواستم خودش را جاي زنداني فرض كند كه بعد از سال‌ها از زندان آزاد شده و قدم به شهر مي‌گذارد. بله، اين زنداني تازه آزاد شده بايد براي جبران كوتاهي‌هاي گذشته و ساختن آينده، فكر و حركتي داشته باشد. اما اگر من آن زنداني باشم، اولين روز آزادي را پرسه مي‌زنم و طعم آزاد بودن را خوب مي‌چشم.
زبان فارسي
نويسنده مرتضي حسني
سال چاپ 1397
نوبت چاپ 1
تعداد صفحات 96
قطع رقعي
ابعاد 14.1 * 21.1 * 0.6
نوع جلد شوميز
وزن 130
شابك9786226009089

كالاهاي مشابه

سبد خريد مشترياني كه اين كالا را خريده‌اند