حدود هشتاد سال داشت، هميشه در دستش عصايي ديده مي‌شد كه نوكش چون ذغال سياه شده بود. گويا اين عصا را از تاپدوك امره به يادگار داشت. درويشي نحيف كه هنگام راه رفتن چنان گام برمي‌داشت كه گويي نگران بود زمين را آزرده كند. يك شيخ حقيقي اما شيخي كه هرگز جامه درويشي را از تن بيرون نياورد. چون با آن احساس نزديك‌تر و صميمي‌تري به عامه مردم داشت. حال كه در مقابل چشمانم مجسم مي‌كنم. موهاي بلندش كه از زير دستار تا روي شانه‌هايش مي‌ريخت، ابروان پرپشتي كه روي بيني ظريف و استخواني‌اش سايه مي‌انداخت، ريش سفيد و نوراني‌اش كه مدام مي‌خنديد، كافي بود تا هر انساني را مفتون و شيفته خود كند.
زبان فارسي
نويسنده اسكندر پالا
مترجم اكرم غفاروند
سال چاپ 1396
نوبت چاپ 1
تعداد صفحات 290
قطع رقعي
ابعاد 14.4 * 21.5 * 1.8
نوع جلد شوميز
وزن 293
شابك9786009722600
, 12/06/1396 10:21 ب.ظ
از: مهمان
تو يك كلمه فقط عاليه
این بررسی مفید بود؟ 0 0
, 03/07/1396 12:56 ب.ظ
از: مهمان
داستان جالبی از زندگی صوفی و شاعر بزرگ ترک بنام یونس امره که معاصر با مولانا بوده.
داستان خیلی جذاب و تاریخی هستش.
خواندنش را بهتون توصیه میکنم.
این بررسی مفید بود؟ 0 0